ایداایدا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

دختر گلم آیدا

امان از دست این دختر

ایدا خانومی ما امروز مهمون خاله جونش هست اخه مامان جون رفته خونه دایی اسماعیل برای برنامه چهلم بابا بزرگ برنامه ریزی کنن نمی دونم صبح چه خوابی دیده بود که عروسک مامان تو خواب گریه می کرد ولی همین که بیدار شد و علی دید شروع به خندیدن کرد علی اقا هم از دیشب خونه ما مهمون بود و کلی با این وروجک ما بازی کرد که هر دوتاشون خسته و کوفته یک طرف خوابشون گرفته بود خوشگل مامان تازگی هم یاد گرفته وقتی صداش می کنی خیلی قشنگ میگه بلی هزار ماشاله مثل طوطی هر چه میگم فوری تکرار میکنه موهای فرفریشو هم کوتاه کرده و شده شکل پسرها فکر نمیکرده اینجور راحت بشینه و موهاشو کوتاه کنیم ولی اصلا جیکش هم در نیومد خیلی اروم نشت بغل خ...
18 اسفند 1390

خدا جونم تمام سبزی زندگیمون رو از عنایت بی منت تو داریم..دوستت داریم..تنهامون نذار

بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه... محکم بغلت کنه... بذاره اشک بریزی تا سبک بشی.... بعد آروم تو گوشت بگه: « دیوونه چته من که باهاتم . مهمترین و بهترین و زیباترین روزهای زندگی من تک تک ثانیه هاییه که نشستم کنار مهربان همسرم و حس خوب آرامش تمام وجودم رو پر کرده..تک تک ثانیه هایی که همسرم توی خونه نیست و دلم برای بودنش تنگ میشه...و خدا رو هزار بار شکر میکنم که این حس و حال از روز عروسیمون همچنان جریان داره..هر روزش برام مثل روز عروسیه..همونقدر هیجان انگیز..همونقدر قشنگ...همونقدر باشکوه .. در گذر تمام این روزها عشق قشنگی که ٥ سال پیش جوونه زده بود شکفت...رشد کرد و تمام زندگیمونو در آغوش گرفت و امر...
18 اسفند 1390

خدا جونم تمام سبزی زندگیمون رو از عنایت بی منت تو داریم..دوستت داریم..تنهامون نذار

بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه... محکم بغلت کنه... بذاره اشک بریزی تا سبک بشی.... بعد آروم تو گوشت بگه: « دیوونه چته من که باهاتم . مهمترین و بهترین و زیباترین روزهای زندگی من تک تک ثانیه هاییه که نشستم کنار مهربان همسرم و حس خوب آرامش تمام وجودم رو پر کرده..تک تک ثانیه هایی که همسرم توی خونه نیست و دلم برای بودنش تنگ میشه...و خدا رو هزار بار شکر میکنم که این حس و حال از روز عروسیمون همچنان جریان داره..هر روزش برام مثل روز عروسیه..همونقدر هیجان انگیز..همونقدر قشنگ...همونقدر باشکوه .. در گذر تمام این روزها عشق قشنگی که٥ سال پیش جوونه زده بود شکفت...رشد کرد و تمام زندگیمونو در آغوش گرفت و امروز د...
18 اسفند 1390

بهار می آید پس از این ، خون از رگهای ما سبز بیرون می جهد !

این روزها با همه ی زمستان بودنش...با همه ی باران های غم گرفته اش دوست داشتنی ست... بر عکس همیشه که از شلوغی و ترافیک این شهر کلافه ام امروز این ازدحام را دوست داشتم... امروز گم شدن نگرانی هایم در میان این همه چهره ی نگران را دوست داشتم! امروز دویدن های زیر باران...خیابان های گلی حتی چاله های پر از آب را که ماشین با سرعت از روی آن رد می شود و تو تا زانو خیس می شوی رادوست داشتم! امروز ایستادن پشت چراغ قرمز120 ثانیه ای و غر زدن راننده ها را دوست داشتم! امروز زندگی را با همه ی سخت گیری هایش دوست داشتم! فقط می خواستم بدانی حالم خوب است... من عاشق این باران سرد زمستانی ام! عاشق اینکه بدون چتر...
18 اسفند 1390

بهار می آید پس از این ، خون از رگهای ما سبز بیرون می جهد !

این روزها با همه یزمستان بودنش...با همه ی باران های غم گرفته اش دوست داشتنی ست... بر عکس همیشه که از شلوغی و ترافیک این شهر کلافه ام امروز این ازدحام را دوست داشتم... امروز گم شدن نگرانی هایم در میان این همه چهره ی نگران را دوست داشتم! امروز دویدن های زیر باران...خیابان های گلی حتی چاله های پر از آب را که ماشین با سرعت از روی آن رد می شود و تو تا زانو خیس می شوی رادوست داشتم! امروز ایستادن پشت چراغ قرمز120 ثانیه ای و غر زدن راننده ها را دوست داشتم! امروز زندگی را با همه ی سخت گیری هایش دوست داشتم! فقط می خواستم بدانی حالم خوب است... من عاشق این باران سرد زمستانی ام! عاشق اینکه بد...
18 اسفند 1390

عکسهای نیوشا جان

  عکسهای نیوشا خانوم گل خوشگل ناز نازی عسل خاله دوست ایدا خانوم خوشگل ناز نازی عسل مامان این دخمله خوشگل کشیده به خاله پروانه ش خدا حفظش کنه هزار ماشاله ...
18 اسفند 1390

عکسهای نیوشا جان

عکسهای نیوشا خانوم گل خوشگل ناز نازی عسل خاله دوست ایدا خانوم خوشگل ناز نازی عسل مامان این دخمله خوشگل کشیده به خاله پروانه ش خدا حفظش کنه هزار ماشاله ...
18 اسفند 1390