ایداایدا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 4 روز سن داره

دختر گلم آیدا

بابایی روزت مبارک

من اگر پيامبر بودم، رسالتم شادمانى بود بشارتم آزادى و معجزه ام خنداندن كودكان... نه از جهنمى مى ترساندم و نه به بهشتى وعده ميدادم...تنهامى آموختم انديشيدن را و "انسان" بودن را ... *چارلي چاپلين *                             بابایی روزت مبارک انشاله همیشه سایت بالا سر من و مامانی باشه خیلی خیلی دوست داریم مهدی جان د...
24 خرداد 1391

بابایی روزت مبارک

من اگر پيامبر بودم، رسالتم شادمانى بود بشارتم آزادى و معجزه ام خنداندن كودكان... نه از جهنمى مى ترساندم و نه به بهشتى وعده ميدادم...تنهامى آموختم انديشيدن را و "انسان" بودن را ... *چارلي چاپلين * بابایی روزت مبارک انشاله همیشه سایت بالا سر من و مامانی باشه خیلی خیلی دوست داریم مهدی جان دوستت دارم روزت مبارک عزیزم پدر ای وجودم از تو ق...
24 خرداد 1391

بخشندگی را باید از کودکان آموخت

سلام دخمله نازنازم ایدا خانوم عزیز مامان دیگه خیالش راحت شده و حسابی خوش بحالش شده اخه مامان جون از مکه برگشته و دختر ناز من میتونه بازم پیشش بمونه و از طرفی کلی سوغاتی گرفته سه شنبه شب نمی دونم چی شده بود که نصف شب از خواب بیدار شدی زدی زیر گریه و خلاصه یه بلایی سر من اوردی که نگو هر کاری که فکر میکردی کردم تا ساکت شی ،نشد که نشد همش میگفتی دردری دردری تا اینکه مجبور شدم لباساتو با یه مصیبتی بپوشونم و ساعت 3 شب رفتیم پارکینک تا 5 صبح همینجور تو بغلم نگهت داشتم تا خوابت برد وقتی که برگشتم خونه خواستم بذارمت سر جات گریه میکردی خلاصه جونم بهت بگه که  همینجوری روی مبل نشستم و تو تو بغلم خوابیدی تا ساعت 7.30 شد بردمت خو...
10 خرداد 1391

بخشندگی را باید از کودکان آموخت

سلام دخمله نازنازم ایدا خانوم عزیز مامان دیگه خیالش راحت شده و حسابی خوش بحالش شده اخه مامان جون از مکه برگشته و دختر ناز من میتونه بازم پیشش بمونه و از طرفی کلی سوغاتی گرفته سه شنبه شب نمی دونم چی شده بود که نصف شب از خواب بیدار شدی زدی زیر گریه و خلاصه یه بلایی سر من اوردی که نگو هر کاری که فکر میکردی کردم تا ساکت شی ،نشد که نشد همش میگفتی دردری دردری تااینکه مجبور شدم لباساتو با یه مصیبتی بپوشونم و ساعت 3 شب رفتیم پارکینک تا 5 صبح همینجور تو بغلمنگهت داشتم تا خوابت برد وقتی که برگشتم خونه خواستم بذارمت سر جات گریه میکردی خلاصه جونم بهت بگه که همینجوری روی مبل نشستم و تو تو بغلم خوابیدیتا ساعت 7.30 شد بردمت خونه خاله جون و رفتم سر ...
10 خرداد 1391

هر جا ناراحت شدی

ایدا جان به دل خود مراجعه کن و نسبت به تمام کسانی که در گذشته از دست آنها ناراحت شده ای احساس محبت کن. هر جا ناراحت شدی اقدام به بخشش و عفو کن. عفو و گذشت پایه بیداری معنوی است.
10 خرداد 1391

هر جا ناراحت شدی

ایدا جان به دل خود مراجعهکن و نسبت به تمام کسانی که در گذشته از دست آنها ناراحت شده ای احساس محبت کن. هر جا ناراحت شدی اقدام به بخشش و عفو کن. عفو و گذشت پایه بیداری معنوی است.
10 خرداد 1391

چه خدمتی برایتان انجام دهم؟

*دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: ”سهم منو بده ...“ دنیا   مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت:   ”سهم منو بده....“ و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا   بگویی: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“ دنیا هم بتو خواهد گفت:   چه خدمتی برایتان انجام دهم؟ ...“ ...
10 خرداد 1391

شور زندگی

  کودکی هایم اتاقی ساده بود... قصه ای دور اجاقی ساده بود   شب که می شد نقش ها جان می گرفت روی سقف ما که طاقی ساده بود   می شدم پروانه خوابم می پرید خوابهایم اتفاقی، ساده بود...   قهر می کردم به شوق آشتی عشق هایم اشتیاقی ساده بود   ساده بودن عادتی مشکل نبود سختی نان بود و باقی ساده بود...   ...
10 خرداد 1391

شور زندگی

کودکی هایم اتاقی ساده بود... قصه ای دور اجاقی ساده بود شب که می شد نقش ها جان می گرفت روی سقف ما که طاقی ساده بود می شدم پروانه خوابم می پرید خوابهایم اتفاقی، ساده بود... قهر می کردم به شوق آشتی عشق هایم اشتیاقی ساده بود ساده بودن عادتی مشکل نبود سختی نان بود و باقی ساده بود... ...
10 خرداد 1391