دربیکرانه زندگی دو چیزافسونم کرد،آبی آسمان که می بینم ومیدانم نیست وخدایی که نمی بینم ومیدانم هست
ایدا جان از خداوند چیزی برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچکس نگنجد!
ایدا جان از خداوند چیزی برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچکس نگنجد!
التماس دعا
چون سر از نجد و جدّه برکردم دست با کوه در کمر کردم ساکن مکّه وصال شدم طایف کعبه جلال شدم حجرالاسود از دل شیدا &...
نویسنده :
پروانه
11:53
التماس دعا
چون سر از نجد و جدّه برکردم دست با کوه در کمر کردم ساکن مکّه وصال شدم طایف کعبه جلال شدم حجرالاسود از دل شیدا باز نشناختم در آن سودا چشمم آب رخ از روان دیده مروه دل صفا زجان دیده مامان جون التماس دعا انشاله که به سلامتی بریو برگردی و سوغاتی هم اصلا یادت نره ...
نویسنده :
پروانه
11:53
مامان جون و دایی حمید امروز رفتن مکه
سلام دختر گلم امروز 09/02/91 مامان جون با خانواده دایی حمید اینها رفتن مکه ولی من خیلی ناراحتم نه بخاطر رفتنشون بلکه به خاطر اینکه موقع رفتن نتونستم بدرقشون کنم و از اشون خداحافظی کنم اخه متاسفانه و متاسفانه باز هم مریض شدی اخه ما سه شنبه شب برای دیدن مامان اعظم و بابا خلیل رفته بودم شهرستان تا چهر شنبه شب که برگشتیم تو حالت خوب بود پنجشنبه من و بابایی کلاس داشتیم مجبور شدیم باز هم تو رو بذاریم پیش مامان جون انیتا هم اونجا بود و بد جوری هم سرما خورده بود عصر که برگشتیم خونه خودمون باز تو سر حال بودی و هیچ علائم سرما خوردگی هم نداشته بعد شام که رفتیم عمه تا سری بهشون بزنیم باز باز متاسفانه باز هم متاسف...
نویسنده :
پروانه
11:37
مامان جون و دایی حمید امروز رفتن مکه
سلام دختر گلم امروز 09/02/91 مامان جون با خانواده دایی حمید اینها رفتن مکه ولی من خیلی ناراحتم نهبخاطر رفتنشون بلکه به خاطر اینکه موقع رفتن نتونستم بدرقشون کنم و از اشون خداحافظی کنم اخه متاسفانه و متاسفانه باز هم مریض شدی اخه ما سه شنبه شب برای دیدن مامان اعظم و بابا خلیل رفته بودم شهرستانتا چهر شنبه شب که برگشتیم تو حالت خوب بود پنجشنبه من و بابایی کلاس داشتیم مجبور شدیم باز هم تو رو بذاریم پیش مامان جون انیتا هم اونجا بود و بد جوری هم سرما خورده بود عصر که برگشتیم خونه خودمون باز تو سر حال بودی و هیچ علائم سرما خوردگی هم نداشته بعد شامکه رفتیم عمه تا سری بهشون بزنیم بازباز متاسفانه باز هم متاسفانه زهرا خانوم سرما خورده ب...
نویسنده :
پروانه
11:37
زحریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند // ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود فاطمه اكتفا به نامش نكنيد نشناخته توصيف مقامش نكنيد هر كس که در او محبت زهرا نيست علامه اگر هست سلامش نكنيد شهادت بانوی دو عالم بر تمام مسلمان تسلیت باد حضرت محمد (ص) می فرمایند : فاطمه پاره تن من است . هركه او را بیازارد ، مرا آزرده خاطركرده و هر كه او را شاد كند ، مرا نیز خوشحال نموده است . ...
نویسنده :
پروانه
15:19
زحریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند // ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود فاطمه اكتفا به نامش نكنيد نشناخته توصيف مقامش نكنيد هر كس که در او محبت زهرا نيست علامه اگر هست سلامش نكنيد شهادت بانوی دو عالم بر تمام مسلمان تسلیت باد حضرت محمد (ص) می فرمایند : فاطمه پاره تن من است . هركه او را بیازارد ، مرا آزرده خاطركرده و هر كه او را شاد كند ، مرا نیز خوشحال نموده است . ...
نویسنده :
پروانه
15:19





