ایداایدا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

دختر گلم آیدا

خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری، من چون تویی دارم و تو نداری

1390/7/27 15:05
نویسنده : پروانه
399 بازدید
اشتراک گذاری

پروردگارا

داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم

چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.

دختر گل مامان ماشااله خانومی شده واسه خودش الهی فدات بشم ماچبا چه ذوقی راه رفتنو داری یاد میگیری هورایادش بخیر مثل اینکه همین دیروز بود که من و بابایی برای به دنیا آمدنت لحظه شماری میکردیم ولی الان لحظه به لحظه هات با دیروزت فرق میکنه چشمکناز گل مامان مثل طوطی هر چی میگم تکرار میکنه زباناز همه بهتر اسم خودتو میگیکلمه مامان اولین کلمه بود که تونستی بگی ولی وقتی گریه میکنی صداممی زنیلبخندالهی مامان فدات بشه دختر گلم واسه جمعه دعوت شدی خونه همکارم اگه حوصله داشته باشی می خوام ببرمت مهمونی که حسابی خوش بگذرونی هوراراستی بهت نگفتم هفته گذشته که رفته بودیم خونه آقا جون عمو علی هم اومده بود اما دختر عمو مانلی و زنمو بهارک نیو مده بودنناراحت اونا هنوز تو رو ندیدن اخه زنمو یکم بی وفا شده دوست نداره بیاد اینطرفا ناراحتعمو علی خیلی از تو خوشش اومده بود همش داشت باهات بازی میکرد تو هم اصلاتو بغلش غریبی نمی کردی بغلاخه می دونی وقتی کسی را برای اولین بار می بینی زود نمی ری بغلش ولی از عمو علی خوشت اومده بود عمو جمال هم همش تو بغلش تورو می چرخوند و با هم نانای می کردید وقتی می خواست تو رو بزاره زمین گریه می کردی قهرو دسدسی می کردی وتشویق خودتو تکون می دادی یعنی می خوای نانای کنی تشویق

عزیز دلم نی دونم چرا تو اینهمه زود زود سرما می خوری سوالاخه چند روزی که بد جوری سرما خوردی اوهالان هم بابایی از سر کارش زنگ زد که من زود به مامان جون زنگ بزنم و یادش بندازم که وقت دارو هات شده مشغول تلفنناز گل مامان وقتی داروهاتو می خوری خیلی اذیت میشی چون اصلا طعم شربت ها را دوست نداریقهر

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)