خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری، من چون تویی دارم و تو نداری
پروردگارا
داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم
چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.
دختر گل مامان ماشااله خانومی شده واسه خودش الهی فدات بشم
با چه ذوقی راه رفتنو داری یاد میگیری
یادش بخیر مثل اینکه همین دیروز بود که من و بابایی برای به دنیا آمدنت لحظه شماری میکردیم ولی الان لحظه به لحظه هات با دیروزت فرق میکنه
ناز گل مامان مثل طوطی هر چی میگم تکرار میکنه
از همه بهتر اسم خودتو میگیکلمه مامان اولین کلمه بود که تونستی بگی ولی وقتی گریه میکنی صداممی زنی
الهی مامان فدات بشه دختر گلم واسه جمعه دعوت شدی خونه همکارم اگه حوصله داشته باشی می خوام ببرمت مهمونی که حسابی خوش بگذرونی
راستی بهت نگفتم هفته گذشته که رفته بودیم خونه آقا جون عمو علی هم اومده بود اما دختر عمو مانلی و زنمو بهارک نیو مده بودن
اونا هنوز تو رو ندیدن اخه زنمو یکم بی وفا شده دوست نداره بیاد اینطرفا
عمو علی خیلی از تو خوشش اومده بود همش داشت باهات بازی میکرد تو هم اصلاتو بغلش غریبی نمی کردی
اخه می دونی وقتی کسی را برای اولین بار می بینی زود نمی ری بغلش ولی از عمو علی خوشت اومده بود عمو جمال هم همش تو بغلش تورو می چرخوند و با هم نانای می کردید وقتی می خواست تو رو بزاره زمین گریه می کردی
و دسدسی می کردی و
خودتو تکون می دادی یعنی می خوای نانای کنی 
عزیز دلم نی دونم چرا تو اینهمه زود زود سرما می خوری
اخه چند روزی که بد جوری سرما خوردی
الان هم بابایی از سر کارش زنگ زد که من زود به مامان جون زنگ بزنم و یادش بندازم که وقت دارو هات شده
ناز گل مامان وقتی داروهاتو می خوری خیلی اذیت میشی چون اصلا طعم شربت ها را دوست نداری


خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری، من چون تویی دارم و تو نداری
