ایداایدا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 3 روز سن داره

دختر گلم آیدا

به این می گن عشق

زندگی.... دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند... اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند ! پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم، فهم ديگران برايمان م شكل تر، و در نتيجه امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد...   آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ، به مراتب سر سخت تر، و در رسيدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است. سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد. اما آب... راه خود را به سمت دريا می يابد. در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را، در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد. گاهی لازم است كوتاه بيايی... گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست و عبور کرد گاهی مجبور می شوی ن...
27 مهر 1390

به این می گن عشق

زندگی.... دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند... اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند ! پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم، فهم ديگران برايمان م شكل تر، و در نتيجه امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد... آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ، به مراتب سر سخت تر، و در رسيدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است. سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد. اما آب... راه خود را به سمت دريا می يابد. در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را، در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد. گاهی لازم است كوتاه بيايی... گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست و عبور کرد گاهی مجبور می شوی نادید...
27 مهر 1390

او در این نزدیكی است

و در آغاز بهار دشتي از ياس سپيد زير پاهامان ريخت تا بگويد كه هنوز پر امنيت احساس خداست ماه من غصه چرا؟ تو منو داري و من هر شب و روز آرزويم همه خوشبختي توست ماه من دل بر غم دادن و از ياس ها گفتن كار آنهايي نيست كه خدا را دارند. ماه من غم و اندوه اگر روزي هم مثل باران باريد يا دل شيشه اي ات از لب پنجره ي عشق زمين خورد وشكست با نگاهت به خدا چتر شادي واكن و بگو با خود كه خدا هست خداهست اوهمانيست كه در تار ترين لحظه ي شب راه نوراني اميد نشانم مي داد او همانيست كه هر لحظه دلش مي خواهد همه زندگيم غرق شادي باشد. ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد. معني خوشبختي بودن اندوه است. اين همه غصه و غم  اين همه شادي و شو...
27 مهر 1390

او در این نزدیكی است

و در آغاز بهار دشتي از ياس سپيد زير پاهامان ريخت تا بگويد كه هنوز پر امنيت احساس خداست ماه من غصه چرا؟ تو منو داري و من هر شب و روز آرزويم همه خوشبختي توست ماه من دل بر غم دادن و از ياس ها گفتن كار آنهايي نيست كه خدا را دارند. ماه من غم و اندوه اگر روزي هم مثل باران باريد يا دل شيشه اي ات از لب پنجره ي عشق زمين خورد وشكست با نگاهت به خدا چتر شادي واكن و بگو با خود كه خدا هست خداهست اوهمانيست كه در تار ترين لحظه ي شب راه نوراني اميد نشانم مي داد او همانيست كه هر لحظه دلش مي خواهد همه زندگيم غرق شادي باشد. ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد. معني خوشبختي بودن اندوه است. اين همه غصه و غم اين ه...
27 مهر 1390

محبت مادرهیچ وقت پژمرده نمیشود

در یک روز آرام ، روشن ، شیرین و آفتابی یک فرشته مخفیانه از بهشت پایین آمد و به این دنیای قدیمی پا گذاشت. در دشت ، جنگل ، شهر و دهکده گشتی زد. هنگامی که خورشید در حال پایین آمدن بود او بالهایش را باز کرد و گفت: حالا که دیدار من از زمین پایان یافته ، باید به دنیای روشنایی برگردم. اما قبل از رفتن باید چند یادگاری از اینجا ببرم. فرشته به باغ زیبایی از گلها نگاه کرد و گفت: چه گلهای دوست داشتنی و خوشبویی روی زمین وجود دارد! بی نظیرترین گلهای رز را چید و یک دسته گل درست کرد و با خود گفت: من چیزی زیباتر و خوشبوتر از این گلها در زمین ندیدم، این گلها را همراه خود به بهشت خواهم برد. اما اندکی که بیشتر نگاه کرد کودکی را با چشم های روشن و گ...
27 مهر 1390

محبت مادرهیچ وقت پژمرده نمیشود

در یک روز آرام ، روشن ، شیرین و آفتابی یک فرشته مخفیانه از بهشت پایین آمد و به این دنیای قدیمی پا گذاشت. در دشت ، جنگل ، شهر و دهکده گشتی زد. هنگامی که خورشید در حال پایین آمدن بود او بالهایش را باز کرد و گفت: حالا که دیدار من از زمین پایان یافته ، باید به دنیای روشنایی برگردم. اما قبل از رفتن باید چند یادگاری از اینجا ببرم. فرشته به باغ زیبایی از گلها نگاه کرد و گفت: چه گلهای دوست داشتنی و خوشبویی روی زمین وجود دارد! بی نظیرترین گلهای رز را چید و یک دسته گل درست کرد و با خود گفت: من چیزی زیباتر و خوشبوتر از این گلها در زمین ندیدم، این گلها را همراه خود به بهشت خواهم برد. اما اندکی که بیشتر نگاه کرد کودکی را با چشم های روشن و ...
27 مهر 1390

گر عشق نیست هرگز هیچ آدمیزادی را تاب سفری اینچنین نیست!

تو مرا می فهمی من تورا می خواهم و همین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی   تا ابد در دل من می مانی از تو گفتن کار هر کس نیست ای زیبا غزل   از برای گفتنت باید که مولانا شوم ...
27 مهر 1390