خدایا نمی گویم دستم را بگیر : عمریست گرفته ای مبادا رهایم کنی !
ایدا دختر گل مامان چند روزی است که سرما خورده طفلی هنوز خوب نشده و داره اذیت میشه دختر گلم نمی دونی چقدر دلم میشکنه که نمی تونم در کنارت باشم تا بیشتر مواظبت باشم عزیزکم دوست دارم وقتی بزرگ شدی بتونی درکم کنی که بعضی موقعهاشرایط اونجوری که مامی خواهیم وفق مراد نمیشه دختر نازم دوست دارم وقتی بزرگ شدی انسانی باشی محکم و با اراده تا بتونی در مقابل مشکل و ناخوشی های روزگار قد خم نکنی هر چند تا زمانی که نفس دارم به لطف و اراده خدا و به کمک بابایی تمام سعی خودمون رو خواهیم کرد که همه مسیر هارا برایت هموار کنیم تا اینده ای درخشان داشته باشی عزیزم تو ثمره عشق ما هستیدوست دارم این لیاقتو داشته باشم که بتونم طوری تربیتت کنم که فردا شرمند...
نویسنده :
پروانه
10:12



