عروسک قشنگ من
سلام به روی گل ماهتون چند روزی بود که نبودم راستش رفته بودم شهرستان برای مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی بعد هم که برگشتیم درگیر واکسن یکسالگی ایدا بودم و بعد از اون هم نذری خاله فریبا (خاله ایدا جون) دخمله مامان وقتی واکسنتو بردم بزنم خیلی دلشوره داشتم به خاطر اینکه می ترسیدم تب کنی ولی خوشبختانه اینبار اصلا تب نکردی و درد هم نداشتی خیلی تعجب کرده بودم دست خانم دکتر هم درد نکنه اخه خودش گفت نترس یه جوری میزنم که جاش زیاد درد نکنه همون روز که واسه تو عسل شیرینم واکسن زده بودیم واسه انیتا هم واکسن 18 ماهگیشو زدن طفلی خیلی عذاب کشید عضله پاش گرفته بود و کلی گریه و زاری کرد اخه بابا سعیدش برده بود واسه واکس خاله فریبا هم مرخصی ندا...
نویسنده :
پروانه
15:25





